اولین سرما خوردگیت
عزیز دل مامان امروز صبح(1/9/92)که بیدار شدی تب کرده بودی و انگار سرما خوردی.آخه گلوتم خور خور میکنه.سه تا دکتر بردیمت.یکی از آقا دکترها هم 5 تا آمپول برات تجویز کرده که مجبور شدیم برات تزریق کنیم.کم کم داری خوب میشی و خنده های نازت رو دوباره از سر گرفتی.توی این چن روزی که مریض بودی کلی گریه کردی و ناراحتمون کردی.صداتم گرفته بود.تازه میخواستی شرو به حرف زدن کنی که به خاطر گرفتگی نتونستی.اینم بیشتر از هر چی اذیتت میکرد. ...
نویسنده :
مامان امین
13:16










